انواع تدریس زبان انگلیسی (یا هر زبان دیگری) [خلاصه درس روش تدریس زبان]


دانشجویان رشته زبان‌های خارجی درسی دارند به نام «روش تدریس» که هر چند ظاهراً همه‌شان از این درس بیزارند (چون باید خط به خط یک کتاب ۲۵۰ صفحه‌ای به زبان انگلیسی را حفظ کنند و بروند سر جلسه امتحان) اما انصافاً درس جالبی است چون به نظر من کتاب بسیار مفیدی معرفی شده و مطالب نابی دارد. (کتاب Techniques & Principles in Language Teaching نوشته Diane Larsen-Freeman)

در هر فصل از این کتاب یکی از روش‌های تدریس زبان خارجی توضیح داده شده که من به اختصار به آن‌ها اشاره می‌کنم. دانستن آن‌ها هم برای زبان‌آموزان و هم برای مدرسان مفید خواهد بود:

۱- روش Grammar Translation Method یا GTM: (سنتی‌ترین روش؛ ویژه مدارس سنتی)

در این روش، هدف اصلی از زبان‌آموزی، درک خواندن و نوشتن به زبان هدف است و نه ارتباط کلامی با دیگران از طریق آن زبان. بنابراین هیچ تأکیدی روی تلفظ‌ها و Listening و Speaking نمی‌شود. دقیقاً شبیه آن چیزی که در مدارس راهنمایی و ابتدایی به ما دانش‌آموزهای آن زمان می‌آموختند.

در این روش، زبان‌آموز بیشتر با گرامر و Vocabulary (لغت) درگیر است و معمولاً همه را حفظ می‌کند.

این روش اولین روشی است که انسان‌ها برای یادگیری زبان به کار گرفته‌اند و تقریباً یک روش منسوخ به حساب می‌آید.

۲- روش Direct Method یا DM:

این روش مانند روش بالاست با این تفاوت که هیچ نوع ترجمه به زبان مادری وجود ندارد. زبان مادری و زبان هدف دو چیز کاملاً جدا از هم تصور می‌شوند و کاربر باید «مستقیماً» (Direct) با زبان هدف روبه‌رو شود. در کلاس‌ها هرگز صحبت به زبان مادری مجاز نیست و مدرس باید با Demonstrate کردن مفاهیم (به نمایش گذاشتن از طریق عکس و حرکات و نقشه و ...)، معنی کلمات را به زبان‌آموزان بفهماند. نباید برای آن‌ها چیزی را ترجمه کند.

این روش هم به خاطر تنوع کم و عدم استفاده از نکات روان‌شناسی، منسوخ به حساب می‌آید.

۳- روش Audio-Lingual Method یا ALM: (ویژه نوجوانان و جوانان)

این روش همان روشی است که این روزها در اکثر کلاس‌های زبان مؤسسات زبان استفاده می‌شود. ترکیبی از دو روش قبل، با این تفاوت که بحث روان‌شناسی نیز به آن اضافه شده و از حالت خشک بودن درآمده. در این روش مانند روش‌های قبل، لیستی از گرامر و لغات به زبان‌آموز داده نمی‌شود که آن‌ها را حفظ کند بلکه هر چه لازم است، از طریق دیالوگ‌هایی که با فرهنگ زبان هدف نیز متناسب است به او منتقل می‌شود. مثلاً یک دیالوگ در مورد احوال‌پرسی، یا خداحافظی و ...

هدف اصلی در این روش، برقراری ارتباط از طریق زبانِ هدف است. بنابراین واضح است که ترتیب یادگیری به این صورت است: ابتدا Listening، سپس Speaking، سپس Reading و نهایتاً Writing

در این حالت سعی می‌شود یک سری Pattern (الگو) برای هر نوع ارتباط معرفی شود و زبان‌آموزان یا حفظ کردن این الگوها و دیالوگ‌ها، و تعویض نقش‌ها و ... در آن، جملات مناسب برای هر موقعیت را تولید کنند.

این روش برای اکثر افراد از سنین نوجوانی به بالاتر مناسب است.

ادامه مطالب