نوشتن اگهی ها و دستورالعمل ها در زبان انگلیسی
در انگلیسی، برخی سبک های نگارش و کلام قوانین خاص خود را دارند و اغلب این کار به دلیل کوتاه کردن جملات جهت ارتباط بهتر انجام می شود.در آگهی ها و دستورالعمل ها ممکن است فاعل، مفعول ، اشکال مختلف فعل to be، حروف اضافه یا حرف the حذف شود. مثلا:
Cars wanted for crash. Contact Evans, 6 Latton Square. (NOT cars are wanted for crash . . .)
Single man looking for flat Oxford are. Phone 806127 weekends.
Job needed urgently. Will do anything needed legal. Call 312564.
یادداشت ها
در یادداشت های غیر رسمی ، خاطرات و غیره معمولا این نوع نگارش را می توان دید. مثلا :
Gone to hairdresser. Back 12.30
چنین سبک نگارشی را می توان در کازت پستال ها و حتی نامه های کوتاه غیر رسمی نیز دید. مانند:
Dear Tom,
Watching tennis on TV. A good book. Three meals a day. No washing-up. Clean sheets every day. Everything done for me. Yes, you’ve guessed – in hospital !!
گزارش فوتبال
یکی دیگری از مواردی که احتمالا این نوع ادبیات را می بینید در گزارش های ورزشی مخصوصا فوتبال می باشد. معمولا فعل های کم اهمیت گفته نمیشوند.
Goal kick ….and the score still Spurs 3-, Arsenal 1 …….that’s Pearce….Pearche to Coates…good ball….Sawyer running wide…
http://ieltsgo.ir/
چند عبارت و کلمه که در محل کار
چند عبارت و کلمه که در محل کار
وقتی شما تو محل کار فرد خلاق و ایده پردازی هستین یه اصطلاح هست که to push the envelope at your company یعنی به قولی داری خلاقانه عمل میکنی و محدودیت هارو رها میکنی و دست به ابتکار میزنی به مثال توجه کنید:
They are pushing the envelope in using only new fabrics for winter clothing.
اگر ایده های نو اورانه شما در محل کارتون باعث یه سری مخالفت هایی از جانب افراد دیگر بشه بهش push back میگیم کلمه push back سه تا معنی داره یکی وسیله ای که وسیله دیگر رو به عقب میکشه یکی مخالف هایی از جانب دیگران و معنی دیگر به عقب نشینی است
اما برعکس ممکنه تو اداره یا محل کار داری کارایی میکنه که اسمش خراب کاریه یا جو کاری رو داری به هم میزنی این جور مواقع ها همکارات بهت میگن:
Don’t make waves
Don’t rock the boat
یعنی این وضعیتی که توش هستیم رو خراب نکن یا جوفراکنی نکن
یه وقتایی شرکت یا اداره ای که توش هستی دچار بحران اقتصادی شده معمولا دوتا عبارت برای این وضعیت استفاده میشه:
budget crunch
budget squeeze
وقتی شرکت دست به تعدیل نیرو میزنه میگیم The company decides to lay off some of its employees و شما ممکنه کارت رو از دست بدی پس اصطلاح lay off اینجا یعنی تعدیل نیرو کردن یا توقف استخدام
بعد از اینکه اخراج شدی و چند روزی خانمت بهت سرکوفت زد مجبوری که به خانمت بگی که میخوام کسب و کار خودم را با همین پول اندک و سرمایه ناچیز شروع کنم به این پول اندک و ناچیز تو انگلیسی میگن on a shoestring ، حالا به مثال ها توجه کن:
I run my business on a shoestring.
John traveled to Florida on a shoestring.
We lived on a shoestring for years before I got a good-paying job
یه مدتی میگذره میبینی نه بابا با on a shoestring نمیشه کسب و کار و اونجوری که باید رونق داد پس میای و دنبال سرمایه گذار و اسپانسر میگردی تو انگلیسی وقتی داری کسی رو قانع میکنی که رو ایدت سرمایه گذاری کنه یه اصطلاح هست pitch an idea یعنی همون قانع کردن افراد برای سرمایه گذاری رو ایده شما.
یه مدتیم به دلگرمی خانمت به این درو اون در میزنی که سرمایه گذار میگردی میبنی نه بابا اصلا کسی پیدا نمیشه این چنین ریسکی کنه پس bootstrap میکنی یعنی میای خودت با همون منابع اندک کارت رو را اندازی میکنی.
بعد از یه مدت تلاش و کار خیلی اتفاقی با یکی اشنا میشی که on the same wavelength با شما هست یعنی دقیقا دیدگاهش،مسیر کاریش و عقایدش مثل خودت هست.
بعد از یه مدتی کار و کاسبی میگیره و شما put the company on the map میکنید این اصطلاح یعنی شما اسم و رسمی پیدا میکنید و دارای برند میشین.
بعد از یه مدت محصولات شما world-class میشه یعنی کیفیت بالایی رو به خود میگیره.


Learning English = رفتــــــــــــن از این دیـــــــــار