فرق Mrs. و Miss و Ms.

 


وقتی ما می‌خواییم این القاب رو استفاده کنیم


 

1.    اولاً تموم لقب‌های بالا برای احترام به کار می‌رن و می‌تونیم به جای اون‌ها از لقب‌های مربوط به شغل افراد هم استفاده کنیم. در زمانی که شغل طرف رو می‌گیم، برخلاف زبان فارسی، نیازی به استفاده از "آقا" و "خانم" نیست. مثال:

 

Dr. Brown

Nurse Foster

Judge Smith

 

 

2.    تکلیف Mr. که روشنه. Mr. رو برای آقایون و آقا پسرها استفاده کنید.

 

3.     اما برای خانوم‌ها در به کار بردن Mrs., Miss, Ms. خیلی خیلی دقت کنید.

 

Mrs. برای خانوم‌های متأهل (شوهرکرده، مادام) به کار می‌ره و هم می‌تونه با فامیل خود خانومه به همراه باشه و هم با فامیل شوهرش. برای خانوم‌های بیوه و مطلقه و از این دست هم Mrs. می‌تونید بیارید.

Miss (با تلفظ "میس") رو برای دخترخانوم‌های مجرد (دوشیزه، مادموازل) به کار ببرید.

و نهایتاً Ms. (با تلفظ "میز" ) هم برای دخترخانوم‌ها و هم خانوم‌ها از هر نوعش به کار می‌ره.

 

نکته: هنگام صحبت با خانوم‌ها به کار بردن Ms. هم خیلی مؤدبانه ست و هم نشون می‌ده شما به ازدواج طرف دخالتی ندارید و کاملاً بی‌خطره؛ یعنی، لازم نیست یه ساعت فکر کنید طرف متأهله یا مجرد و چی باید بگید! این مرسوم‌ترین و مؤدبانه‌ترین لقبه و بخصوص در محل کار سعی کنید فقط از این لقب برای خانوم‌ها استفاده کنید.

 

 


وقتی کسی خودشو با این القاب رو معرفی می‌کنه


 

اما برخلاف فرهنگ فارسی؛ که، ما هنگام معرفی خودمون جلوی اسم خودمون عبارت "خانم" یا "آقا" رو نمی‌یاریم، در انگلیسی این کار کاملاً مرسومه و اون‌ها هنگام معرفی خودشون خیلی راحت این القاب رو می‌یارن. مثال:

 

I am Mr. Brown.

 

باز در اینجا هم تکلیف آقایون روشنه و هم مردها و هم پسرها می‌تونن خودشون رو با Mr. معرفی کنن؛ اما، مثل همیشه "پای زن‌ها در میونه" و وقتی خانومی خودشو  Mrs. صدا می‌زنه یه معنی داره، وقتی Miss صدا می‌زنه معنی دیگه‌ای داره و وقتی Ms. معنی متفاوتی.

 

 

وقتی خانومی خودشو با Mrs. معرفی می‌کنه، معنیش اینه که حواست باشه "من متأهلم".

 

وقتی خودشو با  Miss صدا می‌زنه، یعنی یه چیزیش می‌شه و بدش نمی‌یاد دیگرون بدونن مجرده و قصد ازدواج هم داره.

 

و در نهایت وقتی خانمی خودشو با Ms. معرفی می‌کنه، معنیش اینه که دوس نداره دیگرون در زندگی شخصی اون دخالت کنن و دوس داره بقیه هم Ms. صداش بزنن و کاری به تأهل اون نداشته باشن. خانوم‌ها معمولاً این یکیو از همه بیشتر دوس دارن.

 

 

 

نکته‌ی مهم: 

 

و در نهایت، یه نکته‌ی بسیار بسیار مهم در مورد این القاب:

 

این‌ها رو یا با "نام فامیلی" شخص می‌یاریم و یا با "اسم و فامیل" ایشون. به عبارتی هرگز Mr., Mrs., Miss, Ms رو با اسم کوچک افراد نیارید. بنابراین اگه توی فیلمای فارسی دیدید که مثلاً یکیو "مستر رضا" صدا می‌زنن، این اشتباه محضه و فقط و فقط توی فیلم‌های فارسی دیده می‌شه! این امر درمورد سایر القاب هم جاریه؛ بنابراین، باز فقط توی ایران می‌شنویم که می‌گن "دکتر ارنست"!! (به جای "دکتر رابینسون")
 http://rasekhoon.net
 

ولنتاین

ولنتاین چیست؟؟
روزی که در سال یک بار!
تنهاییمان را چند برابر به رخمان میکشد!

7 قانون طلایی یادگیری آسان مکالمه زبان انگلیسی


هفت قانون طلایی یادگیری آسان مکالمه زبان انگلیسی 

طبق متد 

Effortless English


لغات را حفظ نکنید   انگلیسی زبانها انگلیسی را بر اساس یادگیری لغات نمی آموزند بلکه انها اصطلاحات( عبارات) را یادمی گیرند که ترکیبی از یک گروه لغت می باشند که معنی خاص خود را می دهند. بر اساس تحقیقات صورت گرفته یادگیری مکالمه زبان انگلیسی با اصطلاحات (عبارات)  4 تا 5  برابر سریعتر از یادگیری زبان انگلیسی بر اساس تک لغات می باشد همچنین دانش آموزانی که اصطلاحات (عبارات)  را یادمی گیرند گرامر بیشتری هم بلدند  .


 

قانون اول : همیشه در پی یادگیری اصطلاحات (عبارات) باشید و نه تک لغت ها

 

هرگز کلمات را بصورت جداگانه و منفرد یادنگیرید  هرگز  . وقتی یک لغت جدید می بینید همیشه اصطلاحی( عبارت) را که این لغت جدید در آن به کاربرده شده است  یادداشت کنید و وقتی می خواهید مرور کنید همیشه همان اصطلاحات (عبارات) را مطالعه کنید و نه کلمات را

اصطلاحات (عبارات) را گردآوری کنید مکالمه و گرامر زبان شما  4-5  برابر سریعتر بهبود می یابد باز تکرار می کنم هرگز هیچ تک لغت را در دفتریادداشت ننویسید و کلمات را نه بصورت تکی بلکه بصورت اصطلاحات(عبارات) یادداشت و مطالعه کنید

 

قانون دوم : از یادگیری گرامر انگلیسی دست بردارید

 

همین الان اینکار را بکنید کتابهای گرامر را کنارگذاشته و فراموششان کنید . گرامربه شما آموزش می دهد  که شما به زبان انگلیسی فکر کنید ولی شما می خواهید به صورت خودکار با زبان صحبت کنید بدون فکر کردن

بدین صورت شما مثل یک انگلیسی زبان انگلیسی را یادمی گیرید .

 

قانون سوم و مهمترین قانون : اول گوش کنید

 

شما هر روز باید به انگلیسی گوش فرادهید متون انگلیسی را نخوانید بلکه فقط گوش دهید

خیلی ساده است این کلید موفقیت شما در یادگیری مکالمه انگلیسی است خواندن  متون انگلیسی را بیخیال شوید و گوش دادن به صورت مداوم و روزانه را شروع کنید

 

انگلیسی را با گوشهایتان یادبگیرید و نه با چشمهایتان

در اغلب مراکز آموزش زبان شما با چشم زبان را یادمی گیرید شما متون انگلیسی را می خوانید و قواعد گرامری را فرامی گیرید اما برای موفقیت در یادگیری مکالمه انگلیسی باید سیستم شنیداری را جایگزین کنید شما باید روزی 2-3 ساعت فقط به انگلیسی گوش دهید

بدین صورت مکالمه شما به سرعت بهبود می یابد و انگلیسی را به اسانی صحبت می کنید اغلب وقت خود را به شنیدن اختصاص بدهید این کلید یادگیری مکالمه عالی می باشد

 

قانون چهارم : یادگیری آرام و عمیق بهترین است

 

راز یادگیری راحت مکالمه انگلیسی یادگیری دقیق کلمات و عبارات انگلیسی می باشد

اینکه ما توضیح کلمات را بدانیم و یا فقط برای آزمون انرا در حافظه بسپاریم کفایت نمی کند بلکه  باید ملکه ذهن ما شوند.برای یادگیری مکالمه انگلیسی باید بارها و بارها یک درس را مطالعه کنیم شما باید خیلی عمیق مطالعه کنید

مطالعه عمیق        مکالمه راحت

اما چگونه اینکار انجام شدنی است : برای اینکار فقط لازم است چندین بار یک درس را مطالعه کنید مثلا اگر شما یک کتاب صوتی دارید قبل از اینکه به درس 2 بروید درس 1 را 30 بار گوش دهید . مثلا 10 ورز و روزی 3 بار

اما چگونه می توان گرامر را بطور عمیق یادگرفت ....  در قسمت های بعد به این بخش هم خواهیم رسید

 

قانون پنجم : یادگیری گرامر با اسفاده از یک داستان در قالب چندین زمان مختلف

 

برای یادگیری طبیعی و نه دستوری گرامر انگلیسی باید یک داستان ( نوشته – پاراگراف و .. ) صوتی را انتخاب کنید که افعال آن در زمان حال صرف شده اند حال به یکی از دوستان که به انگلیسی مسلط تر است بگویید همین نوشته را در یک زما دیگر ( گذشته ساده – آینده – گذشته کامل و .. ) بنویسد  و برایتان ضبط کند و دوباره انرا گوش کنید حال شما می توانید با یک نوشته ( صدا) چندین حالات گرامری را یادبگیرید و شما لازم نیست قواعد گرامری را یادبگیرید فقط با شنیدن این نوشته در زمانهای مختلف با این زمانها آشنا خواهید شد و گرامر شما خودبخود بهبود می یابد .قانون چهارم لازمه این قانون است یعنی یادگیری عمیق ( تکرار – تکرار – تکرار)

 

قانون ششم : برای بهبود انگلیسی باید دروس و منابع انگلیسی واقعی را هم مطالعه کنید  

خوب این یعنی چی ؟

اگر می خواهید انگلیسی واقعی یعنی همان انگلیسی که در جوامع انگلیسی زبان استفاده می شود را یاد بگیرید باید  از منابعی استفاده کنید که در این باره نگاشته شده اند نظیر فیلمها , مجلات واقعی , کتب صوتی واقعی , رادیوها و... واقعی منظور این است که انگلیسی زبان ها خودشان از آن استفاده می کنند گوش می دهند , نگاه می کنند و می خوانند .

اگر بنا دارید انگلیسی واقعی را بفهمید و صحبت کنید بایدعلاوه بر مطالعه دوره هایی که صرفا برای آموزش انگلیسی طرح شده اند به منابعی روی بیاورید که انگلیسی زبانان روزانه از آنها استفاده می کنند در این صورت است که شما انگلیسی که یادمی گیرید منطبق با انگلیسی است که در جوامع انگلیسی زبان استفاده می شود کسانی هستند که 4 سال از وقت خود را صرف یادگیری انگلیسی کرده اند اما از فهم مکالمات انگلیسی زبانان عاجزند چرا ؟ مشکل از شما نیست مشکل از مدرسه آموزش زبان شماست . دوره های آموزش زبان و سی دی های آموزشی  و دیگر هیچ .

 

پس در کنار این منابع از منابعی که در انها انگلیسی واقعی مشاهده می شود و یا استعمال می شود هم استفاده نمایید 

 

قانون هفتم : گوش کنید و جواب دهید نه اینکه فقط گوش دهید و تکرارکنید


درکنار هر درسی سوالاتی هم مطرح میشوند همیشه به سوالات جواب دهید و ازکنار انها نگذرید  .

بهنگام گوش دادن به منابع صوتی از یکی از دوستان بخواهید در باره داستان از شما سوال کند و شما به آنها جواب دهید این به شما یادمی دهد که سریع فکر کنید و جواب را پیداکنید.

  

اینها 7 قانون طلایی یادگیری آسان مکالمه انگلیسی طبق متد -  ا فورتلس انگلیش -   بودند مطمئنا نظریه های متفاوتی در زمینه یادگیری انگلیسی به گوش شما خورده و یا دیده اید و هیچ کدام از اینها کامل نیستند و هیچ کدام از اینها هم شاید استباه نباشند ولی به یاد داشته باشید راههای یادگیری زبان بی نهایت هستند یکی فقط از طریق رادیو , یکی فقط از طریق فیلم با زیرنویس , دیگری از طریق فلان دوره آموزشی , فلانی فقط از طریق چت با انگلیسی زبانان  و الاماشاالله . پس وقت را غنیمت شمرده و از هر جا که شروع کنید درست شروع کرده اید . انگیزه  جرقه و پشتکار و مطالعه مداوم کاتالیزور یادگیری زبان انگلیسی می باشد .

         http://www.kardoonline.com                                       

شبه جمله ها

شبه جمله ها (interjections) عبارتهای معمولا کوتاهی هستند ( بر خلاف اسم طولانی ای که دارند: اینترجکشن!) که از اهمیت گرامری برخوردار نیستند اما در گفتار (speaking)  بسیار رایجند و برای بیان احساسات بکار می روند. شبه جمله ها ارتباط گرامری با جمله ای که در آن قرار می گیرند ندارند و در موارد معدودی که در نوشتار (writing) نیز مورد استفاده قرار می گیرند با علامت تعجب می آیند. 


Viva به معنای "زنده باد" و معمولا پس از اسم افراد یا اشیا و برای بیان حمایت ار آنها بکار میرود. مثال: زنده باد زاپاتا : Viva Zapata!

Ugh به معنای "اه" و برای نوشتن صدایی که افراد تولید می کنند وقتی در موقعیت بدی قرار میگیرند استفاده میشود. مثال: اه! این در همیشه بسته است!

. Ugh! This door is always closed

 Bingo به معنای "خودشه" و وقتی بکار می رود که شخصی چیزی را بدرستی حدس زده باشد. برای مثال: !

A:where is the pen?  B: it’s in your right hand. A: Bingo

Gee به معنای "اه تعجبی" وبرای بیان واکنشی مثل تعجب یا تحسین نسبت به چیزی بکار میرود. مثال: اه! همشو خوردی؟ ?

Gee! You ate all that

Whoops  به معنای “آخ، اوا، اا" و وقتی بکار می رود که چیزی از دست کسی به زمین می افتد یا کسی اشتباه کوچکی مرتکب میشود. مثلا: آخ! گل نشد.

.Whoops! I didn’t score the goal

Darn  به معنای “آی" و زمانی بکار میرود که مساله ای کسی را می آزارد. برای مثال:

آی! یچیزی خورد تو کمرم. .Darn! Something hit my back

Hallelujah به معنای "خدا رو شکر" و زمانی بکار میرود که کسی خدا رو شکر می کند. خدا رو شکر! بالاخره برنده شدیم. .Hallelujah! We finally won

 Eureka به معنای "پیداش کردم" و وقتی بکار می رود که جواب سوالی را یافته اید. برای مثال: پیداش کردم! 2 بعلاوه ی 2 میشه 4!   !Eureka! 2 plus 2 is 4

Bravo به معنای "آفرین" و زمانی بکار می رود که عملکرد کسی تحسین برانگیز است. مثلا: آفرین! درست جواب دادی. .Bravo! You answered correctly

Shoot به معنای "اه و حیف شد" و برای بیان عصبانیت یا نا امیدی بکار می رود. برای مثال: اه! جوابام همش غلطن. .Shoot! My answers are all wrong

Ouch به معنای "آخ" و برای بیان احساس درد ناگهانی بکار می رود. مثلا: آخ! چی بود ؟

?Ouch! What was that

Yuck به معنای " ای" و وقتی بکار میرود که شخصی فکر می کند چیزی کثیف، زشت، و یا ناخوشایند است.برای مثال: ای! این آدامس مزه ی تخم مرغ گندیده میده.

.Yuck! This gum tastes like rotten egg

http://englishfever.blogfa.com/

وای وای حتما ببینید...مسخره کردن اکادمی ...


یعنی من که غش کردم از بس خندیدم

خیلیییییی طبیعی عین خودشون بازی کرده



تمرکز هنگام مطالعه

الان اینجا باش



تمرینهایی برای تقویت تمرکز

  • پس از چند روز از انجام این تمرینات، باید نتایج آن قابل توجه باشد.

  • اما مثل هر تمرین دیگری، بالا و پایین و سطح های مختلف دارد.

  • این تمرینات برای سایر فعالیت های شما هم موثر خواهد بود.

این روش ساده اما کلیدی بسیار موثر است.

وقتی متوجه شدید فکرتان منحرف شده است، به خودتان بگویید

"الان اینجا باش"

و به آرامی توجه خودتان را به موضوعی که می خواهید برگردانید.

به عنوان مثال:

شما دارید مطالعه می کنید و ناگهان متوجه می شوید که حواس شما به سایر تکالیفتان، به یک خاطره

و یا به این واقعیت که گرسنه هستید پرت می شود. در این هنگام به خود بگویید

"الان اینجا باش"

و به آرامی با نگاه کردن به سوالات، خلاصه برداری ها، ، عناوین مطالب و غیره تمرکز خود را به موضوع مطالعه برگردانید و هر قدر که ممکن است آن را حفظ کنید.

اگر دوباره فکرتان منحرف شد، با خود بگویید

"الان اینجا باش"

و به آرامی توجه خودتان را به موضوع برگردانید و این تمرین را مرتبا تکرار کنید، مطمئن باشید که جواب

می دهد!

سعی نکنید یک فکر خاص را از ذهنتان بیرون نگه دارید. مثلا همینطور که نشسته اید سعی کنید به هیچ وجه در مورد کلوچه فکر نکنید. در این هنگام در ذهن خود احتمالا این فکر تکرار می شود که "من نباید در مورد کلوچه فکر کنم، من نباید در مورد کلوچه فکر کنم..." و این باعث می شود تا این فکر برگردد.
وقتی شما سعی می کنید که در مورد یک چیز خاص فکر نکنید باعث می شود تا آن فکر برگردد. بهتر است به جای این کار توجه خود را به موضوع اصلی منعطف کنید.


شاید لازم باشد تا این تمرین را صدها بار در هفته انجام دهید. به تدریج شما متوجه می شوید که بازه های زمانی بین مواقعی که فکرتان منحرف می شود هر چند روز یکبار بیشتر و بیشتر می شود. به همین خاطر بردبار باشید و به این تمرین ادامه دهید. پس از مدتی نتیجه آن شما را شگفت زده خواهد کرد.


سعی نکنید دائما در مورد پیشرفت خود قضاوت کنید. همین که تمرین را مرتبا انجام می دهید به این معنی است که در مسیر صحیح قرار گرفته اید و می توانید به خود بگویید که کار لازم را انجام داده اید. تمرینات برای اینکه نتیجه خود را نشان دهند به زمان احتیاج دارند و البته به دلیل اینکه ذهن هیچوقت وضعیت ثابتی ندارد، نتیجه تمرینات دچار افت و خیزهای زیادی می شود.

ادامه نوشته

براي هر روز از قبل برنامه ريزي كنيد   

مثلا ما اینارو رعایت می کنیم...از این به بعد

 

 

با برنامه ريزي زمان آينده را به حال حاضر مي آوريد و سعي مي كنيد از هم اكنون براي آن تلاش كنيد. آلن لاكين

 

احتمالاً اين سوال قديمي را شنيده ايد : يك فيل را چگونه مي‏خورند؟ و البته جواب هم اين است: « لقمه لقمه » شما هم به همين ترتيب بزرگ‏ترين و زشت‏ترين قورباغه‏ي خود را مي خوريد. اول آن را به كارهاي مشخصي كه بايد مرحله به مرحله انجام شود تقسيم مي كنيد و سپس اولين كار را شروع كنيد.

حافظه و توانايي شما قدرتمندترين وسيله براي فكر كردن ، برنامه‏ريزي و تصميم‏گيري است كه مبارزه با تنبلي و افزايش بهره‏وري را امكان‏پذير مي‏سازد. توانايي هاي شما در زمينه مشخص كردن هدف، برنامه ريزي و انجام فعاليت‏ها، مسير زندگي شما را مشخص مي‏كند.

تفكر و برنامه‏ريزي به صورت ناخودآگاه باعث شكوفايي توانايي‏هاي شما و افزايش نيروهاي ذهني و جسمي شما مي‏شوند.

 

برخلاف آنچه كه آلكس مك كنزي گفته است: بدون برنامه ريزي فعاليت را آغاز كردن علت همه شكست‏هاست.

 

توانايي شما در طراحي يك برنامه درست، پيش از آغاز كار، نشان دهنده‏ي قابليت‏هاي شماست . هر قدر كه برنامه ي شما بهتر باشد، راحت تر مي توانيد با تنبلي خود مبارزه كنيد، كار را شروع كنيد، قورباغه خود را قورت دهيد و به پيشرفت و موفقيت دست پيدا كنيد.

يكي از مهم ترين هدف هاي شما بايد اين باشد كه از نيروي جسمي، روحي و عاطفي و ذهني تان بيشترين استفاده را بكنيد. مطلب خوشايندي كه مي خواهم برايتان بگويم، اين است كه در مقابل هر دقيقه وقتي كه شما براي ريختن برنامه صرف مي‏كنيد، حدود ده دقيقه در زمان انجام كار صرفه جويي كرده ايد. برنامه ريزي گاهي روزانه، بيش تر از ده يا دوازده دقيقه زمان نمي برد ا ما چيزي حدود دو ساعت (120-100) از وقتي را كه به بطالت مي گذرد يا صرف انجام كارهاي بيهوده مي‏شود را پس انداز مي كنيد.

 

ممكن است  فرمول « شش پي» را شنيده باشيد. اين فرمول بيان مي كند كه :

Proper Prior Planning Prevents Poor Performance


برنامه ريزي از قبل كه مناسب باشد مانع عملكرد ضعيف است.

ادامه نوشته

اجتناب از تنبلی و به تعویق انداختن کارها


تنبلی شما برای یک پروژه است؟ یا به یک عادت تبدیل شده است؟

برای مقابله با تنبلی و طفره رفتن:

از یک پروژه آسان شروع کنید،

به این سوالات پایه پاسخ دهید،

همچنان که به سوالات جواب می دهید، پاسخ ها را پیش روی خود نگه دارید:

می خواهید چه کار کنید؟

  • هدف نهایی چیست؟ نتیجه چه خواهد بود؟

  • می تواند واضح یا مبهم باشد.

  • گام های اصلی برای رسیدن به هدف چیست؟

  • خیلی وارد جزئیات نشوید و گسترده بیاندیشید.

  • تا کنون چه کرده اید؟

  • به یاد داشته باشید که شما قسمتی از این مسیر هستید، حتی اگر از طریق تفکر باشد.
    طولانی ترین سفر با نخستین قدم آغاز می شود.

چرا می خواهید این کار را بکنید؟

  • بزرگ ترین انگیزه تان چیست؟

  • اگر انگیزه منفی دارید، ذهنتان را مشغول نسازید.

  • این یک شروع صادقانه و خوب است.

  • با این همه، اگر انگیزه تان منفیست، دوباره بکوشید و آن را به گونه مثبتی بیان کنید.

  • چه نتایج مثبت دیگری از رسیدن به این هدف حاصل می شوند؟

  • تعیین این نتایج، سودهایی را که ممکن است از آن ها اجتناب کنید،
    آشکار می سازد. به آینده ای بهتر بیاندیشید!

به هرچه در مسیرتان قرار می گیرد، توجه کنید.

  • چه چیزی با قدرت شما قابل تغییر است؟

  • به چه منایعی خارج از وجود خودتان نیاز دارید؟

  • منابع فقط مثل پول یا ابزار، فیزیکی نیستند و شامل زمان،
    افراد/استادها/افراد بزرگ تر، و حتی گرایش ها و رفتارها نیز هستند.)

  • اگر پیشرفت نکنید چه اتفاقی می افتد؟ 

  • بد نیست کمی خودتان را بترسانید!

برنامه های خود را گسترش دهید؛ موارد زیر را لیست کنید:

  • گام های اصلی و واقع گرایانه

  • یک پروژه زمانی که در مراحل مختلف ساخته شود، آسان تر است.

  • با گام های کوچک شروع کنید.

  • همچنان که پیش می روید، جزئیات و پیچیدگی ها را نیز بیافزایید.

  • هر یک از این مراحل چقدر زمان می برد؟

  • یک برنامه زمان بندی به شما کمک می کند تا روند پیشرفتتان را مشاهده کنید.

  • در مسیری که قرار است طی کنید، ایستگاه هایی هم وجود دارند، پس روحیه تان را تقویت کنید.

  • چه موقعی از روز، هفته، و ... را به کار اختصاص می دهید؟

  • این به شما کمک می کند تا یک عادت کاری جدید را به خود بیاموزید.

  • یک محیط کاری خوب بسازید و
    از حواس پرتی ها دوری کنید
    (لذت بردن از یک کاری وقتی که از عوامل حواس پرتی به دور باشید، بسیار آسان تر است.)

  • پاداش هایی که در هر ایستگاه خواهید داشت

  • و نیز چیزهایی که قرار است در هر ایستگاه از آن ها بپرهیزید.

  • زمان لازم برای مرور

  • یک دوست مورد اعتماد بزرگتر یا خبره تراز خودتان بیابید
    تا به انگیزش و نظارت بر پیشرفتتان کمک کند.

موارد زیر را قبول کنید:

  • آغازهای اشتباه و خطاها را به عنوان یادگیری تجارب بپذیرید.

  • آن ها می توانند خیلی مهم تر از موفقیت باشند.

  • و به «تجربه» معنی می دهند.

  • حواس پرتی ها و تنبلی ها

  • وجود آن ها را انکار نکنید ولی از وسوسه شدن و امتحان آن ها بپرهیزید.

  • احساسات

  • وقتی کارها خوب پیش نمی روند، ناامیدیتان زا اقرار کنید.

  • بپذیرید که مشکلی داشتید ولی کاری برای آن انجام دهید.

  • تخیلات

  • خودتان را در موفقیت و کامیابی ببینید.

و نهایتاً: اگر تنبلی برایتان یک عادت است، آن را ترک کنید.
روی کارها و پروژه هایی که سررسیدشان نزدیک است، متمرکز شوید و از آن جا شروع کنید.

http://www.studygs.net/

سخنانی زیبا از ویلیام شکسپیر






Motivation is what get u started,Habit is what keeps u going

انگیزه برای شروع است وعادت برای ادامه


many people love in themselves what they hate in others

خیلی از مردم چیزی را در وجود خودشون دوست دارن که از وجود ان در دیگران متنفرند


There is no sorrow worse than remembering happiness in the day of sorrow

هیچ غمی بدتر از به یاد اوردن شادی های (گذشته) در روز غم نیست


pleasure of love lasts for a moment but pain of love lasts a lifetime

شیرینیه عشق یک لحظه(مدت کمی) باقی می ماند اما تلخیه عشق یک عمر باقی می ماند


To the world you are one person but to one person you are the world

برای دنیا فقط شما یک نفرید اما برای یک نفر(عاشق) یک دنیایید


Three sentences for getting success


1-Know more than other


2-Work more than other


3-Expect less than other



سه جمله برای کسب موفقیت:


1-بیشتر از دیگران بدان


2-بیشتر از دیگران کار کن


3-کمتر از دیگران انتظار داشته باش




http://b2pars.mihanblog.com/

http://www.samaenglish.blogfa.com/