The window was open and "a gust of wind blew" the papers all over the floor. پنجره باز بود و یکدفعه باد شدید همه کاغذ ها رو پخش زمین کرد
gust of : a sudden strong movement of wind, air, rain
+ نوشته شده در پنجشنبه ۹ شهریور ۱۳۹۱ ساعت 14:45
توسط مری جین
|
Learning English = رفتــــــــــــن از این دیـــــــــار
این وبلاگ مجموعه ای از سایت ها و وبلاگ هایی که سر میزنم و به جای اینکه بره تو word کامم و استفاده ی شخصی بشه ..با ذکر منبع وارد وبلاگم میشه تا همه دوستان استفاده ببرن
آيا می دانی که در هجوم دردها و غم هايت و در گيرودار ملال آور دوران زندگيت حقيقت زلالی درياچه ی نقره ای نهفته بود؟ ... ، اکنون آمده ام تا دستهايت را به پنجه ی طلايی خورشيد دوستی بسپاری و در آبی بيکران مهربانی ها به پرواز در آيی و اينک ! شکفتن و سبز شدن در انتظار توست در انتظار تو
چشمانت را باز کن رویاهایت را صدا کن دلت را بیدار کن